خلوتی با اثیر اخسیکتی
شمارهٔ ۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شکر ز لعل تو دَر لولوی خوشاب شکستصبا به زلف تو ناموس مشک ناب شکست
۲
شب شکسته چو در موکب مه تو براندمه از کمال کرشمه بر آفتاب شکست
۳
دو جزع ما، چو گهربار گشت مهر عقیقلبت به خندهٔ خوش بر دُر خوشاب شکست
۴
کباب دیدهٔ دلریش ما، بر آتش غملب تو هم نمکی تازه، بر کباب شکست
صفحهٔ ۱ از ۲