شعر را زندگی کن
خلوتی با اثیر اخسیکتی

شمارهٔ ۲۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خیزید و می آرید که هنگام بهار استرخسار عروسان چمن همچو نگار است
۲
آن شاخ که بُد عور، کنون مُلحَم‌پوش استو آن دشت که بُد ساده، کنون سرّ عذار است
۳
در دامن گلزار، صبا مدخنه‌سوز استدر چهره نیلوفر، حوض آینه‌دار است
۴
گل باز قباپوش شد و لاله کُلَه‌داراین چیست؟ همه خلعت سلطان بهار است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth