خلوتی با اثیر اخسیکتی
شمارهٔ ۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هیچ، دردی به تو ای مایه درمان مرسادهیچ، گردی به تو ای چشمه حیوان مرساد
۲
روشن است اینکه تو ماهی و سمند تو سپهربه چنین ماه سپهر، آفت دوران مرساد
۳
بنده ی آن دهنم، از بن دندان که بدوهیچکس را بجز از من، سر دندان مرساد
۴
یا رب آن لب، چو، به عشاق سبکدل برسندغبن باشد به رقیبان گران جان مرساد
صفحهٔ ۱ از ۲