شعر را زندگی کن
خلوتی با اثیر اخسیکتی

شمارهٔ ۶۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باز مرا عشق کهن تازه شدباز ز من شهر پر‌آوازه شد
۲
دل ز برم رخت سفر بار کردجان ز پی‌اش تا درِ دروازه شد
۳
رنج دل سوخته از حد گذشتدرد دل ریش ز اندازه شد
۴
عشق اثیر ار چه کهن گشته بودمژده شما را که ز سر تازه شد
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth