خلوتی با اثیر اخسیکتی
شمارهٔ ۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دردیست دردِ یار که درمان نمیبردهر دل که در فتاد بدو جان نمیبرد
۲
گفتم ز طیبت او را، چندین عتاب چیستآهسته آ به کار که چندان نمیبرد
۳
من در نصیحت دل از آنجا که راستیستبسیار جهد کردم و فرمان نمیبرد
۴
در خشم شد، از این سخن و گفت شادباشالحق حدیث های تو تاوان نمیبرد
صفحهٔ ۱ از ۲