خلوتی با اثیر اخسیکتی
شمارهٔ ۱۴۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
این چرخ دغاپیشه دست خوش خوی تودر ششدرهی حیرت، خورشید ز روی تو
۲
از حسن گه جانها، ما را چه نشان پرسیاینک خط و خال او، اینک خم موی تو
۳
ز اندیشهی جان و دل در کوکبهی حسنتآه من غمگین را، ره نیست به سوی تو
۴
گردن ننهد گردن جز بر خط عشق توجولان نکند فتنه، جز بر سر کوی تو
صفحهٔ ۱ از ۲