خلوتی با اثیر اخسیکتی
شمارهٔ ۱۸
قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گلهٔ هجر تو با وصل تو میکردم دوشگر بشد عمر مرا هیچ به جز غم نگشاد
۲
زآن میان روی به من کرد خیالت که اثیرزین سخن بگذر و این واقعه بگذار زیاد
۳
وصل ما مظلمهٔ کس به قیامت نبردگر ز تو جان بستد در عوضش عشوه بداد
صفحهٔ ۱ از ۱