شعر را زندگی کن
خلوتی با اثیر اخسیکتی

شمارهٔ ۲۲

قطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بروزگار خودم بعد از این امید نماندکه گشت عودمن از گشت روزگار چوبید
۲
سپید چشم و سیه فام میگذارم عمرز دستکاری شاه سیاه و صبح سفید
۳
کلاه دولت من چون بیوفتاد از سرزمانه، خاک فشان گو بر افسر جمشید
۴
جوین بیوه زنان چون خورم که همت منورای قرصه ماه است و گرده خورشید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth