شعر را زندگی کن
خلوتی با اثیر اخسیکتی

شمارهٔ ۴۱

قطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مرا گر ز آب حیوان جرعه ریزندچه عیب آید که در پای تو دردم
۲
چو اطلس بر سر شاهان نشستهنه قصب آمد که در پای تو بُر دَم
۳
گر آهن بودم از سختی شکستمور آتش بودم از سردی فسر دَم
۴
ز تو مهری امانت بود بر منبمهر خویش در هجران سُپردم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth