شعر را زندگی کن
خلوتی با سید حسن غزنوی

شمارهٔ ۶ - در مدح معزالدوله خسرو شاه پسر بهرام شاه گوید

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جان را ز عارض و لب او شیر و شکر استدل را ز طره و رخ او مشک و عنبر است
۲
هم دل در آن وصال چو با عنبر است مشکهم جان در آن فراق چو با شیر شکر است
۳
آشوب عقلم آن شبه عاج مفرشستنقل امیدم آن شکر پسته شکر است
۴
در دیده اشک هست ولیکن لبالب استدر سینه درد هست ولیکن سراسر است
صفحهٔ ۱ از ۱۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth