خلوتی با سید حسن غزنوی
شمارهٔ ۱۹ - در مدح سلطان بهرام شاه است
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون دلم در خدمت آن سرو گلنار ایستددیده در نظاره آن لعل دربار ایستد
۲
گر به نزدیک من آید فی المثل تا جان برددل کند تکبیر و آید پیش آن یار ایستد
۳
تیر کو خستهست از آن این جان سرگردان منپیش او بر یک قدم مانند پرگار ایستد
۴
از نهیب غمزه بیمار چشمش روز و شبعافیت سر مست خیزد فتنه هشیار ایستد
صفحهٔ ۱ از ۶