خلوتی با سید حسن غزنوی
شمارهٔ ۳۴ - ایضا در مدح بهرام شاه است
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یارب منم که بخت مرا باز در کشیدوز قعر چاه تیره به اوج قمر کشید
۲
بختم گرفت در بر از آن پس که رخ بتافتچرخم نهاد گردن از آن پس که سر کشید
۳
منت خدای را که شب تیره رنگ منآخر به آخر آمد و بوی سحر کشید
۴
این حضرتست یارب و این دیده من استکین خاک بارگه را چون سرمه در کشید
صفحهٔ ۱ از ۶