شعر را زندگی کن
خلوتی با سید حسن غزنوی

شمارهٔ ۴۷

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زهی رفیع محلت برون ز حد قیاسبنای دولت و دین را قوی نهاده اساس
۲
گشاده مهر تو چون ابر چشمهای امیدکشیده کین تو چون برق دشنهای هراس
۳
مضاء رأی تو چون گوهر ظفر بنمودخرد بدید که از برق چون جهد الماس
۴
بحق گزید ترا روزگار بر همه خلقغلط نکرد زهی روزگار مرد شناس
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth