شعر را زندگی کن
خلوتی با سید حسن غزنوی

شمارهٔ ۵۱ - در مدح سلطان بهرام شاه غزنوی گوید

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گهر بر زر همی بارم ز یاقوت در افشانششدم چون ذره ای در سایه خورشید رخشانش
۲
خیالش همچو او هیچم نمی پرسد عجب نبودکه از بیمار پرسیدن نگردی هم پشیمانش
۳
بعمر ار چند ننهاده است یک شب روی بر رویمبرآنم تا کنم یکروز جان خویش در جانش
۴
سکندر آب حیوان را ز ظلمت جست و اینک منهمی در چشمه خورشید بینم آب حیوانش
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth