خلوتی با سید حسن غزنوی
شمارهٔ ۵۹ - در بادیه به التماس امیر حاج گفته
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جان میبرد به عشرت حوران گلشنمتن می کشد به خدمت دیوان گلخنم
۲
عیسی است جان پاک و خرست این تن پلیدپیکار خر همی همه بر عیسی افکنم
۳
تن دیو و جان فرشته و من نقش دیو شومبر تارک فرشته میمون همی زنم
۴
در حلق جان ز بس که فکندم طناب تنشد جان دوست روی چو تن نیز دشمنم
صفحهٔ ۱ از ۷