خلوتی با سید حسن غزنوی
شمارهٔ ۷۷
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از گریه اگر یکدم سربر کنمی منچون شمع بسی آتش بر سر کنمی من
۲
من دست نیارم به سر زلف تو بردنورنه همه آفاق معطر کنمی من
۳
گر چشمه نوشت دهدی آب حیاتمهرگز سخن چشمه کوثر کنمی من
۴
چون غنچه بخنده بگشائی لب و گوئیچون گل دهن تنگ تو پرزر کنمی من
صفحهٔ ۱ از ۵