شعر را زندگی کن
خلوتی با سید حسن غزنوی

شمارهٔ ۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای که گل جامه ز رنگ رخ تو چاک زده استجان به بوی تو نواهای طربناک زده است
۲
نرگس از جزع تو مخمور چرا گشت که گلجام یاقوت من از لعل تو در خاک زده است
۳
ای برانگیخته از آینه دریا گردخاک یکران تو در دیده افلاک زده است
۴
گرچه بر اسب جفا نیک سواری تو متازکه دلم چنگ در آن گوشه فتراک زده است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth