خلوتی با سید حسن غزنوی
شمارهٔ ۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در عشق تو ای جان که چو تو خوش صنمی نیستسرگشته دلی چون من و ثابت قدمی نیست
۲
گویند کم از یک نبود هرگز و چندماز عشق تو سرگرم اگر کم ز کمی نیست
۳
ما را همه شادی ز غم تست فزون باداندی که غمت هست اگر هیچ غمی نیست
۴
زان است شکفته گل رخسار چو داریصد بدره دینار و مرا خود درمی نیست
صفحهٔ ۱ از ۲