خلوتی با سید حسن غزنوی
شمارهٔ ۱۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روزی که مرا چشم به تو خوش پسر افتدآن روز همه کار دلم زیر سر افتد
۲
عقلم سر خود گیرد و از پای در آیدصبرم بسر کوی تو از دست برافتد
۳
بر خلق زسرگشته هجران خبر افتددر شهر چو دیوانه تو بی خبر افتد
۴
دیوانه آن ماه توان بود که روزخورشید فلک را ز رخش سایه در افتد
صفحهٔ ۱ از ۲