شعر را زندگی کن
خلوتی با سید حسن غزنوی

شمارهٔ ۴۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
همه شب دوش من بیدار بودمندیم حسرت و تیمار بودم
۲
ز وصل یار دلبر برنخوردمز هجر دوست برخوردار بودم
۳
چو محنت کشتگان اندر تحیربمانده روی در دیوار بودم
۴
همی جان کندم اندر فرقت یارمبر آن ظن که من بیکار بودم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth