خلوتی با سید حسن غزنوی
شمارهٔ ۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر دوست غم دوست بخوردی سره بودیور دشمنییی نیز نکردی سره بودی
۲
خاریست مرا در دل و دیده ز فراقشتریاق چنین خاری وردی سره بودی
۳
با درد بود عاشقی مردم اگر همجستی ز کف عشق بدردی سره بودی
۴
زین روح که بی گرد نمی خیزد ازو هیچکز عشق برآوردی گردی سره بودی
صفحهٔ ۱ از ۲