خلوتی با سید حسن غزنوی
شمارهٔ ۲ - در مدح قوام الملک احمد عمر گفت به تهنیت خازنی وی
ترجیعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیار باده که لبیک عشق یار زدیمسرای پرده دل سوی آن نگار زدیم
۲
به پادشاهی در دل چو مهر او بنشستز رخ بنامش زرهای کم عیار زدیم
۳
بهار باز سر زلف او چو در سر کردبه دیده خود را چون ابر نوبهار زدیم
۴
شکسته شد بره دل چو دیده رفت شکارچه روز بود که بی اسب بر شکار زدیم
صفحهٔ ۱ از ۱۴