خلوتی با فضولی
شمارهٔ ۲۰
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فلک ز دور مخالف مگر پشیمان شدکه هرچه در دل ما بود عاقبت آن شد
۲
مقیم زاویه محنت و بلا نشدیممقام راحت ما خاک درگه خان شد
۳
ای آفتاب فلک سایه خان فرخ رخکه از قضا همه دشوار بر تو آسان شد
۴
دمی که حیمه برون زد سپاهت از بغداددل تمامی اهل عراق لرزان شد
صفحهٔ ۱ از ۶