شعر را زندگی کن
خلوتی با فضولی

شمارهٔ ۱۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بخاک ره کشیدم صورت جسم نزارم رابدین صورت مگر بوسم کف پای نگارم را
۲
غبار رهگذارم کرد شوق امید آن دارمکه گاهی خیزم و گیرم رکاب شهسوارم را
۳
شدم خاک ره غم اشک خواهد ریخت بر حاکمبهر چشمی که دوران توتیا سازد غبارم را
۴
ره رسوایی از فرهاد و مجنون یافتم خالیز خار و خس زمانه پاک کرده رهگذارم را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth