خلوتی با فضولی
شمارهٔ ۱۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بهار آمد صدایی برنمیآید ز بلبلهامگر امسال رنگ دلربایی نیست در گلها
۲
گل آمد نیست میل سیر گلشن نازنینان راپریشان کرد گلهای چمن را این تغافلها
۳
چو رغبت نیست در عاشق چه سود از آنکه محبوبانبرافروزند عارضها برافشانند کاکلها
۴
درین موسم چرا دلها مقید نیست در گلشنمگر زنجیرهای زلف نگشادند سنبلها
صفحهٔ ۱ از ۲