شعر را زندگی کن
خلوتی با فضولی

شمارهٔ ۴۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سویم شب هجران گذری نیست کسی رابر صورت حالم نظری نیست کسی را
۲
کس نیست که از تو خبری سوی من آردمردم ازین غم خبری نیست کسی را
۳
نگذاشت اثر در رهت از هستی من غمدر دل ز غم من اثری نیست کسی را
۴
گر محنت من نیست کسی را عجبی نیستمثل تو بت عشوه گری نیست کسی را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth