شعر را زندگی کن
خلوتی با فضولی

شمارهٔ ۱۸۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بی وجه نمی گریم گریه سببی داردبر حال دلم گریان حال عجبی دارد
۲
آن شوخ کمان ابرو با من نزند حرفیافکند بابرو چین گویا غضبی دارد
۳
تا زنده بود هرگز از جان نکشد منتهرکس که بدل ذوقی از نوش لبی دارد
۴
جنت طلبد زاهد ما روضه کویت رااز بخت بقدر خود هرکس طلبی دارد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth