خلوتی با فضولی
شمارهٔ ۲۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر لحظه صد جفا ز بلای تو میکشمعمریست جان من که جفای تو میکشم
۲
جور فلک نمیکشم از بهر کام خودگر میکشم برای رضای تو میکشم
۳
دانستهام که رسم وفا نیست در بتانبیهوده انتظار وفای تو میکشم
۴
هردم هزار ساغر خونابه از جگربر یاد لعل روحفزای تو میکشم
صفحهٔ ۱ از ۲