شعر را زندگی کن
خلوتی با فضولی

شمارهٔ ۳۲۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای لعل سخن گوی تو کام دل زارموقتست که کام دل از آن لعل بر آرم
۲
می خواهم از آن لب سخنی بشنوم اماتا لب بگشایی بسخن صبر ندارم
۳
بگشا بتکلم لب و با من سخنی گویکز شوق رسیدست بلب جان فگارم
۴
این جان بلب آمده نذر سخن تستهرگاه که خواهی تو بگو من بسپارم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth