خلوتی با فضولی
شمارهٔ ۳۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عاشقم جز عاشقی کاری نمیآید ز منهست تقوی کار دشواری نمیآید ز من
۲
با تو ای دل کار و بار عشق را بگذاشتمکار دشواری چنین باری نمیآید ز من
۳
من نمیگویم که ذوقی نیست در قید جنونعاقلم بیهوده گفتاری نمیآید ز من
۴
نقد جان را صرف خواهم کرد در راه بتانکردهام اقرار انکاری نمیآید ز من
صفحهٔ ۱ از ۲