خلوتی با فضولی
شمارهٔ ۳۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز فلک می گذرد آه و فغانم بی تواین چه عمر است که من می گذرانم بی تو
۲
هر دم از هجر تو حالی دگرم پیش آیدمه من با تو چه گویم که چه سانم بی تو
۳
کرد با من همه کس روز وداع تو وداعکه گمان داشت که من زنده بمانم بی تو
۴
بهره نیست بجز سوز چو شمعم ز حیاتبالله از زندگی خویش بجانم بی تو
صفحهٔ ۱ از ۲