خلوتی با فضولی
شمارهٔ ۳۷۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من چه کردم که مرا از نظر انداختهنظر لطف بجای دگر انداخته
۲
هست بنیاد وفای همه خوبان محکمتو سبب چیست که این رسم برانداخته
۳
خشک ساز اشک من ای باد که ضایع نشودخاک راهش که بدین چشم تر انداخته
۴
ای صبا حال دلم چیست دران کوی بگودی شنیدم که بدان جا گذر انداخته
صفحهٔ ۱ از ۲