شعر را زندگی کن
خلوتی با فضولی

شمارهٔ ۱۷

مقطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گفتم ای چرخ تو بر سینه من سوختهاین همه داغ که حصر و حد و پایانش نیست
۲
گفت بر سینه ترا گر ز منست این همه داغاین همه داغ که بر سینه من هست ز کیست
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth