شعر را زندگی کن
خلوتی با فضولی

شمارهٔ ۲۹

مقطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
میان سگ و گربه شبی نزاع افتادبه گربه گفت سگ ای کاسه لیس لقمه شمار
۲
تویی که نیست ترا بویی از طریق ادبتویی که نیست ترا جز طریق دزدی کار
۳
نمی شود که کسی لقمه برد به دهنکه از طمع نبری راحتش به ناله زار
۴
چراست این همه عزت ترا به این همه عیبکه می کشند ترا خلق متصل به کنار
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth