شعر را زندگی کن
خلوتی با فضولی

شمارهٔ ۳۴

مقطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مرده دیدم پریشان گشته اجزای تنشکرده منزل استخوان کله اش از مار و مور
۲
طبع را از فکر اوصاف غم افزایش ملالدیده را از دیدن حال پریشانش نفور
۳
گفتم ای دوران چرا این نطفه پاکیزه رااز سریر دولت آوردی بمحنت گاه گور
۴
چیست جرم این که در عالم سزای خویش یافتفطرت او را چه شد واقع که واقع شد فتور
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth