خلوتی با نسیمی
شمارهٔ ۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای شب زلفت که روزش کس نمی بیند به خوابدر تب است از تابش خورشید رویت آفتاب
۲
عالم از نور تجلی کرد نورانی رختگرچه زلفت چون شب قدر است و رویت ماهتاب
۳
آن که پیش خط و خالت چون ملک در سجده نیستباشد ابلیسی که هست از نار حرمان در عذاب
۴
با دم جان پرورت انفاس عیسی بسته نطقپیش زلف تابدارت گشته مریم رشته تاب
صفحهٔ ۱ از ۳