شعر را زندگی کن
خلوتی با نسیمی

شمارهٔ ۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
غرقه در دریای عشقش حال ما داند که چیستاین سخن آسوده بر ساحل کجا داند که چیست
۲
حال آن زلف پریشان بشنو از من مو به موآن پریشانی گرفتار بلا داند که چیست
۳
(عشق خوبان در دلم گنجی است ز اندازه برونگوهر آن گنج را، قیمت خدا داند که چیست)
۴
ناتوان چشم یارم وز لبش دارم شفاآن چنان بیمار، قدر این شفا داند که چیست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth