خلوتی با نسیمی
شمارهٔ ۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کیست آن سرو که بر راه گذر میگذردنور چشم است که بر اهل نظر میگذرد
۲
درد دل بین که طبیب از سر حسرت ما راخسته، افتاده همیبیند و در میگذرد
۳
غرق دریای سرشکم عجب این کز غم توتشنه جان میدهد و آب ز سر میگذرد
۴
زیردستان جهان را ز زبردستی توحال چون کار جهان زیر و زبر میگذرد
صفحهٔ ۱ از ۳