خلوتی با نسیمی
شمارهٔ ۸۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از تو خوبی طمع مهر و وفا نتوان کردگله با وصل گل از خار جفا نتوان کرد
۲
کرده ام قیمت یک موی تو را هر دو جهانگرچه او را به چنان تحفه بها نتوان کرد
۳
عمر چون باد هوا می گذرد حاضر باشکاعتماد این همه بر باد هوا نتوان کرد
۴
عاشقان را به جفا خواه بکش خواه ببخشحاکمی، هرچه کنی چون و چرا نتوان کرد
صفحهٔ ۱ از ۳