خلوتی با نسیمی
شمارهٔ ۹۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوبی و بتا از تو جفا دور نباشدور جور کنی هست روا دور نباشد
۲
عیبت نتوان کرد که هستی ز وفا دورخوبی که نباشد ز وفا دور، نباشد
۳
چشمت به جفا خون دلم می خورد امااین مردمی از ترک خطا دور نباشد
۴
ای کرده فراموش وفا، از تو به یادیگر شاد کنی خاطر ما، دور نباشد
صفحهٔ ۱ از ۳