شعر را زندگی کن
خلوتی با نسیمی

شمارهٔ ۱۴۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مرا خون هست از چشمم، می و ساغر نمی‌بایدچنین مخمور و مستی را مِیِ دیگر نمی‌باید
۲
چو می در خُم همی‌جوشم، بدین سر پرده می‌پوشمظهور کنت کنزا را جز این مظهر نمی‌باید
۳
بیا ای ساقی باقی که مستان جمالت رابه غیر از شمع رخسارت چراغی درنمی‌باید
۴
به جز نقل لبش با ما مگو ای مطرب مجلسکه اهل ذوق را نقلی جز این شکّر نمی‌باید
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth