شعر را زندگی کن
خلوتی با نسیمی

شمارهٔ ۱۷۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای از لب تو تنگ شکر آمده به تنگروی تو کرده لاله و گل را خجل به رنگ
۲
ز ابروی گوشه گیر به زه کرده ای کمانبر جان عاشق از مژه کج کرده ای خدنگ
۳
بخت منی و طالع من، چون کنی فرارعمر منی و دولت من، کی کنی درنگ
۴
با سرو گفته بود صبا ذکر قامتتزان بر کنار جوی به یک پا بماند لنگ
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth