شعر را زندگی کن
خلوتی با نسیمی

شمارهٔ ۱۸۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا منور شد ز خورشید رخ او دیده‌امدر همه اشیا ظهور صورت او دیده‌ام
۲
از مذاق جان من بوی دم عیسی نرفتتا چو موسی نطق آن شیرین‌دهان بشنیده‌ام
۳
کافرم گر، دیده‌ام بی‌عشق او چندان که منگرد اقلیم وجود خویشتن گردیده‌ام
۴
کی کنم چون زاهد خام آرزوی خانقاهمن که در میخانه چون می سال‌ها جوشیده‌ام
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth