خلوتی با نسیمی
شمارهٔ ۱۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شد ملول از خرقه ازرق دل من، چون کنم؟ساقیا جامی بده تا خرقه را گلگون کنم
۲
کو لبالب ساغری بر یاد چشم مست دوستتا خمار خودپرستی را ز سر بیرون کنم
۳
ای صبا زنجیر جعد طره لیلی کجاست؟تا علاج این دل بیچاره مجنون کنم
۴
دوش چشمم با خیالش گفت بگذر بر سرمگفت بی کشتی گذر چون بر سر جیحون کنم
صفحهٔ ۱ از ۳