خلوتی با نسیمی
شمارهٔ ۱۹۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شبی چون شمع می خواهم که پیش یار بنشینمولی آن روز دولت کو که با دلدار بنشینم
۲
نشستن با می و ساقی چو در باغم میسر شدچرا در خلوت ای زاهد! چو بوتیمار بنشینم
۳
نشستن با رقیبانش شب و روز از غمش ما رابه بوی وصل گل تا کی چنین با خار بنشینم
۴
لب جان پرور یارم دم روح القدس داردکجا بگذارد انفاسش که من بیمار بنشینم
صفحهٔ ۱ از ۴