شعر را زندگی کن
خلوتی با نسیمی

شمارهٔ ۱۹۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ما مرید پیر دیر و ساکن میخانه‌ایمهمدم دُردی‌کشان و ساغر و پیمانه‌ایم
۲
تا می صاف است و وصل یار و کنج میکدهبی‌نیاز از خانقاه و کعبه و بتخانه‌ایم
۳
تا از روی شمع رخسار تجلی تاب دوستهر نفس در آتشی افتاده چون پروانه‌ایم
۴
مرغ لاهوتیم و آزاد از همه کون و مکانفارغ از سجاده و تسبیح و دام و دانه‌ایم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth