خلوتی با نسیمی
شمارهٔ ۲۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن شهنشاهم که از نطق «هی العلیا»ی منما سوی الله نقطه ای آمد به زیر پای من
۲
آفتاب وحدتم من زان که در صبح طلوعکثرت ذرات شد پیدا ز نور رای من
۳
اتحاد عین و غین عالم سر حروفاول حرف فی است آخر دلیلش یای من
۴
از سه حرف است بعد وحی عالم عینی تماموان سه لام است و فی و ضی افضل ایمای من
صفحهٔ ۱ از ۳