خلوتی با نسیمی
شمارهٔ ۲۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در عشق تو ای مهرو! عاشق چو منی کوکو؟تا بر سر ویرانها چون کوف زند «کو کو»
۲
سوزد به غمت، سازد، در راه تو جان بازدوانگه نظر اندازد بر روی تو از شش سو
۳
ای غیرت ماه و خور، بردار نقاب از رختا پیش مه رویت بر خاک نهد مه رو
۴
تا بر اثر پایت مالم رخ و پیشانیافتاده چو خورشیدم بر خاک سر هر کو
صفحهٔ ۱ از ۳