خلوتی با نسیمی
شمارهٔ ۲۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زلف را بر هر دو رخ جا می کنیغارت جان، قصد دلها می کنی
۲
می دهی ساغر ز چشم پرخمارسالکان را مست و شیدا می کنی
۳
در جهان از زلف و رخسار این قمر!هر زمان صد فتنه پیدا می کنی
۴
کرده ای آیینه ما را و در اوصورت خود را تماشا می کنی
صفحهٔ ۱ از ۴