شعر را زندگی کن
خلوتی با نسیمی

شمارهٔ ۲۹۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ببرد آرام و صبر از من پری پیکر دلاراییچه باشد چاره کارم؟ نمی دانم، دل آرایی
۲
ز سودای سیه چشمان مکن عیب من، ای ناصحکه در سر می پزد هرکس، بقدر خویش سودایی
۳
حدیث طوبی، ای دانا! برو بگذار با فرداکه در سر دارم این ساعت، هوای سرو بالایی
۴
به چشم سر توان دیدن خدا را در رخ خوبانسر دیدار اگر داری طلب کن چشم بینایی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth